ابو القاسم راز شيرازى

741

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

مىكرديم خدا را و مىشنيديم و اطاعت مىكرديم . [ گفت : ] گفتم : « يا رسول اللّه ! پدر و مادرم فداى تو باد ! چه اجر دارد كسى كه بشناسد ايشان را به حقّ شناسائى » ؟ پس فرمود : « يا سلمان ! هركس بشناسد ايشان را به حقّ شناسائى و اقتدا كند به ايشان و دوست دارد ايشان را و تبرّى كند از اعداء ايشان ، [ مىباشد ] - به خدا - [ از ما ] ، وارد مىشود جائى كه ما وارد مىشويم و ساكن مىشود جائى كه ما ساكنيم » . پس گفتم : « يا رسول اللّه ! [ آيا ايمانى جز شناسائى ايشان به نامها و نسب‌هاى ايشان هست » ؟ پس فرمود : « نه يا سلمان » ! گفتم : « يا رسول اللّه ! پس چگونه مرا راهى بدان ( نامها و نسب‌ها ) باشد » ؟ ] پس فرمود : « بتحقيق ، شناخته‌اى تا حسين ص » ! گفتم : « بلى يا رسول اللّه » ! فرمود : « بعد از او ، علىّ بن الحسين . . . ( الى آخر الائمّة ص كه در متن ، مذكور است ) . مىگويد « سلمان » : « پس گريه كردم ، بعد گفتم : يا رسول اللّه ! من به زمان ايشان مىرسم » ؟ فرمود : « يا سلمان بخوان ! » : « پس چون بيايد وعدهء عقوبت فساد اوّل [ آن دو ] ، برانگيزانيم به شما بندگان ما را كه صاحب كارزار سختند ، پس درآيند ميان خانه‌هاى شما ، و است اين وعدهء كرده شده ، پس بازگردانيم براى شما غالب شدن بر ايشان ، و مدد مىدهيم شما را به مال‌ها و پسران ، و [ مىگردانيم ] شما را بيشتر ، از روى شماره » . گفت : « پس شدّت كرد گريهء من و شوق من » . گفتم : « يا رسول اللّه ! آيا اين عهدى است از تو ؟ فرمود : « آرى ! قسم به آنكه فرستاده مرا ، به عهدى است از من و از علىّ و از فاطمه و حسن و حسين و نه ائمّهء ديگر از اولاد حسين و به تو و براى هركه از ما هست و آنكه مظلوم مىشود از جهت ما ، و همگى آنكه خالص كرده ايمان را خالص‌كردنى . بلى به خدا يا سلمان ! پس حاضر كرده مىشوند « ابليس » و لشكر او و همگى آنها كه خالص كرده كفر را خالص‌كردنى ، حتّى مأخوذ مىشوند به قصاص و خونها و ارث ؛ « و ظلم نمىكند